تبليغاتX
دستنوشته های من
دستنوشته های من
درد دلهای من
وقتی برای اولین بار با دنیای مجازی آشنا شدم اولین وبلاگی که خوندم

روزانه نویسی یکی از دوستان عزیزم بود و بعد هم وبهای دیگهههه و تشویق شدم

که من هم وبلاگی بسازم و روزانه هایم رو بنویسم اما برخورد برخی از خوانندگان از این

کار منصرفم کرد حتی مدتی مطالب زیبای رو که از بزرگان خونده بودم می نوشتم

تا اینکه دوباره تصمیم گرفتم از احساساتم بنویسم و ...........

فکر نمی کردم این دنیای مجازی هم مثل دنیای حقیقی پر باشه از ادم های دروغگو

ظاهر فریب و .... اما بود در کنار دوست هایی که خوبی و محبتشون رو میشد از

بین سطر سطر نوشته هاشون خواند دوستانی که اگر چه تا کنون ندیدمشان

اما دوستشان دارم و با خوشحالیشان شاد میشوم و با ناراحتیشان غمگین

بودند اشخاصی که حتی این دنیای مجازی رو هم الوده ذهن مصمومشان کردند

شاید این درستر باشه که اکنون فهمیدم این دنیای مجازی نمودی از دنیای واقعی 

ما است .... اما با این حال خوشحالم از یافتن دوستانی که نوشته هایشان برایم

درس بود و از بودنشان لذت می برم .

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 7 اردیبهشت1388 توسط ژرورا |
Blog Skin