تبليغاتX
دستنوشته های من
دستنوشته های من
درد دلهای من
 

 

بهترین روزهای زندگی در کنار هم بودیم

با هم بچگی کردیم و بزرگ شدیم

 و دوران نوجوانی رو پشت سر گذاشتیم

تمام روزهای جوانی و مشگلاتش رو کنار هم بودیم

روزهای ماه ها و سال ها

با هم خندیدیم با هم گریه کردیم

بارها  پیش میامد که سر بر شانه هم بگذاریم و گریه کنیم

حتی همزمان ازدواج کردیم

اما نمی دونم چی شد که هر کدوم رفتیم دنبال زندگی خودمون

هر کدوم در مشگلات  خودمون غرق شدیم

و چقدر از هم دور

دلم برات تنگ شده

برای روز یکرنگی برای روزهای با هم بودنمان

برای آن خاطرات قشنگ

دلم تنگ شده

اما

 آرزو دارم دلت از غصه ها خالی شود

                       سهم تو از زندگی یک عمر خوشحالی شود

 

 

 یک همیشه یک است . شاید در تمام عمرش نتواند بیشتر از یک عدد باشد اما بعضی اوقات می تواند خیلی باشد . یک نگاه . یک سرنوشت . یک خاطره . یک دوست

   

 

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 27 فروردین1388 توسط ژرورا |
Blog Skin