من با نظرات خیلی از شما ها موافقم اما خوب در بعضی
موارد هم که شما ارامش رو یافتید من نه
به هر حال دوست دارم خلاصه ای از نظرات شما رو اینجا بگذارم
این موردی که دوست خوبم نوشته در مورد من هم واقعا صدق می کنه
من هم وقتی موقع اذان میشه و صدای اذان خانه رو پر می کنه دلم
ارام میشه و یا وقتی که سر سجاده اشک هام روان میشه با یگانه
خالق عالم گفتگو می کنم .
دوست عزیزی برام نوشته :"آرامش در نوع نگاه کردن ماست نه در چیزی
که بهش نگاه می کنیم... واسه همینم هست که می تونی آرامش رو تو هر چیزی ببینی"
و یا "آرامش رو میشه تو دستای پینه بسته کارگر دید که غروب با یه دونه نون سنگک به دست میره خونه .
آرامش رو میشه تو لبخند جغله ی همسایه دید وقتی میبینتتو میگه خاله سلام .
آرامش رو تو نگاه های پیرمردائی که لبخند به لب تو پارک نشستند و دارن خاطره تعیرف میکنن میشه دید .
آرامش رو میشه تو لحظه غروب خورشید از پشت پنجره اتاق دید .
تو آیه های قرآن تو لبخند همسر و و و . . ."
"من تنها راه آرامش رو در افکار خوبی که انسان می تونه گسترش دهنده اش باشه می بینم.فکر راحت زندگی راحتی در پیش داره"
"یکی از لحظه هایی که میشه به آرامش رسید وقتیه که می بینی حضورت برای کسی آرامش بخشه"
"با عرض پوزش من آرامشو در داشتن سلامتی و پول زیاد میبینم" خوب این هم یک نوع تفکره دیگه
"من آرامش رو در شکر کردن خدا میبینم" پس خدایا شکرت
"آرامش را در ابیات حافظ دیدم وقتی خوره ای به روحم افتاده بود
آرامش را در ظهری خلوت وقتی همه خواب بودند دیدم وقتی خورشیدم درخشان بود
آرامش را هنگامی که بالشی زیر سرم و پاهایم به دیوار بود دیدم وقتی خسته بودم
اما آرامش را آنجا که جستجو می کردم ندیدم"
"من آرامش رو در نگاه مهربان مادرم پیدا میکنم "
" کاملا موافقم که آرامش و سرور را می توان در همه جا یافت....
در علفزارهای سبز زمین...
در آرامش آبی آسمان...
در وفور بی پروای بهار...
در امساک توان فرسای زمستان...
در گوشت و پوستی که پیکرمان را حیات می بخشد...
در وقار کامل یک انسان...
در نجابت و استواری او...
در به کارگیری تمام نیروهایمان...
در کسب دانش...
در شبهایی که در خوابی صلح آمیز به صبح می آیند...
دیدن خوشه ی ذرت که می بالد...
سعادت پیوند با خدا...
هدیه ی شادی به دیگران...
یاکریم کوچکی فرو افتاده را در آشیان خود جای دادن.....
آری آرامش در همه جا موج می زند "
چند روز گذشته به خصوص پنج شنبه و جمعه شهرمون شور
دیگری داشت چراغانی ها و تزئینات جای جای شهر رو به شمایلی
دیگر در اورده بود و البته ترافیکهای زیادی که برای رفت و امد مشگل
ایجاد کرده بود و ان هم به خاطره تعارف شیرینی و شربت و شکلات
و خوراکی های دیگه اما از این حرف ها بگذریم نمی دونم صبح جمعه
یا صبح شنبه به سطح شهر رفتید یا نه
یک نگاه اجمالی به اطراف نشان می داد که شب قبل چه خبر بوده تمام
سطح خیابان پیاده رو ها و جوب های اب پر بود از لیوان ها و ظرف های
یکبار مصرف من که واقعا دلم به حال ماموران شهرداری سوخت که باید
چقدر تلاش کنند تا خیابان های شهرمون دوباره تمیز بشه حالا از دیدن ان
صحنه های که برای گرفتن یک ساندیس یا کیک ایجاد شده بود هم اگر
حرفی نزنیم اما یعنی انداختن ظرفهای یکبار مصرف درون سطل انقدر مشگل
است واقعا جشن گرفتن و ابراز شادی کردن اینگونه است
یک جای با صفا یا جای که رودخانه هست صدای اب و پرندگان
پیدا کرد قبول دارم در این مکان ها میشه به ارامش رسید
میشه انرژی از دست رفته رو به دست اورد میشه پر انرژی
پر از امید شد و اماده برای تلاش برای بدست اوردن
اما تازگی ها به این فکر می کنم که ارامش در خیلی چیزها هست
در خیلی جاها میشه پیداش کرد حتی در یک خانه شلوغ و پر سرو صدا
ارامش رو میشه در دست های گرم و صمیمی پدر وقتی که به دور گردنت
حلقه می کنه یافت میشه در بوسه های گرم مادر میشه در لحظه ای که
منتظر امدن همسرت هستی و ان با کوله بار خستگی روزش کلید به در
می ندازه و تا تو رو میبینه لبخند می زنه یافت
و من ارامش رو در کمک به کودکی یافتم که در این گرمای تابستان به جای
اینکه در خانه ای خنک مشغول بازی باشه زیر افتاب داغ به گدای است
من ارامش رو در هدیه کردن لبخند به عزیزی یافتم
من ارامش رو در دعای خیر ان پیر زن و پیر مردی یافتم که بهش کمک کردم
من ارامش رو یافتم در ...................................
دوست عزیز تو ارامش رو در چه چیزی میابی می خواهم به نوشته هایم اضافه
کنم ارامشی رو که میشه خیلی راحت بدست اورد و ما ان رو نادیده می گیریم.

