توی ماه عزیزی هستیم توی ماهی که بوی نیایش و راز و نیاز
همه فضا را عطر آگین کرده است و در ماهی که با خدای
بخشنده خیلی خلوت می کنیم و باهاش دردودل
بیاید لحظه های که در آغوش خدای مهربان
اشک نیاز می ریزیم برای ارزوها
مشگلات و گرفتاری های
یکدیگر هم
دعا کنیم...
اگه موافقید از دردودل هایتان بنویسید و حاجت های دبگران را هم بخوانید و پنجشنبه شب ساعت
۱۲:۳۰ همه با هم هر کجا که هستید دست نیاز به سوی یگانه بی نیاز دراز کنیم و برای همدیگر دعا
کنیم..... التماس دعا
ماه فضیلت تو است و من دست خالی و کوله ام پر از گناه و سنگین
خدایا تو بخشنده ای
بخشنده تر از درختی که آفریدی و بی منت سایه اش را
به رهگذران تقدیم می کند و ثمره جانش را هدیه
خدایا تو مهربانی
مهربان تر از مادر که تو خود فداکاری را به او آموختی
و او تمام وجودش را وقف دیگران می کند
خدایا تو می بخشی بنده شرمنده و پشیمانت را
خدایا تو می بخشی بنده ای را که بهترین ها را نصیبش کردی
او بهترین بنده نبود ..............
خدایا
سر افکنده و شرمنده به در خانه ات امده ام باز
بار دیگر نیت کردم که به میهمانیت ایم
مهمان می خواهی
یه مهمون .......
خدایا می گن این ماه ماه تو است
می خواهم بیام مهمونی
در خانه ات را باز می کنی
این مسکین در مانده انقدر در می زند این خانه را
خدایا چتر رحمانیت و رحیمیتت را بر سرم بگستران
بر سر همه ما که این ماه میهمان توی
خدای خودت به مهمان نوازی سفارش کردی
خدای در به روم باز می کنی

|
لبخند خدا |
|
لوئیز ردن ، زنی بود با لباسهای کهنه و مندرس، و نگاهی مغموم، وارد خواروبار فروشی محله شد و با فروتنی از صاحب مغازه خواست کمی خواروبار به او بدهد. به نرمی گفت شوهرش بیمار است و نمی تواند کار کند و شش بچه شان بی غذا مانده اند. فقط اوست که می داند وزن دعای پاک و خالص چه قدر است... |

